درود دوستان
ما بعد از برگشت از ایران که با مشکلات زیادی به خاطر کنسل شده پرواز ترکیش مواجه بود با دختر برادرم هماهنگ کردیم که تعطیلات کریسمس را پیش آنها باشیم . آنها در هایلدلبرگ زندگی می کنند و یه زن و شوهر بسیار مهربان هستند که مشغول تحصیل در مقطع دکترا در رشته داروسازی هستند. خلاصه ما به محض آغاز تعطیلات بارها را بسته و با ماشین راهی هایدلبرگ شدیم. ابتدا در فرنکفورت قرار گذاشتیم و آنها هم آمدند و چند ساعتی با هم در فرانکوفرت در مرکز شهر گشا و گذار کردیم و سپس به منزل فرزانه رفتیم. خانه بسیاز قشنک در منطقه قدیمی شهر که حال و هوای بسیار خوبی داشت. چند روزی مهمان آنها بودیم و تو این مدت به سهر سالزبورگ فرانسه هم سفر کردیم. دوستان زیادی داشتند مه ما موفق شدیم با نزدیک ترین دوستشون بیشتر آشنا شیم و یک عصر را تا پاسی از پشب پیش آنها در خانه بسیازقشنگشون بودیم. خلاصه به همگی خیلی خوش گذشت و به بچه ها هم همینطور. بعد از تعطیلات هم راهی برلین شدیم. بچه ها که تعطیلاتشون ادامه داشت و من هم پنج شنبه دوم زانویه رفتم سر کار ولی همسر سه شنبه باید سر کار می رفت. راستی فراموش کردم بگم که همسرم هم موفق شد در یک فروشرسانیگاه بزرگ مشغول به کار شود و به قول دوست صمیمی خود بیشتر برای تمرین زبان و ارتباط با بقیه. انشالله برنامه داریم که در آخر فوریه سفری یه ایتالیا شهر میلان داشته باشیم و سه روز را در سفر بگذرانیم. در روز جاری هم بچه ها رفتند برای جلسه اول ورزش بد مینتون که امیدوارم موفق بشوند که ورزش مورد علاقه خود را پیدا کنند. فرهام قراره که یک سفر با همکلاسی ها هم بعد از برگشت از ایتالیا داشته باشه که مربوط به کلاس موزیک می شود. رهام هم مشغول پیدا کردن جایی برای دوره کارآموزی خود که به مدت دو هفته است در تابستان است.
تانوشته بعدی بدرود
برچسب:
نویسنده: حامد حکیمی